السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

321

تفسير الميزان ( فارسي )

نوزده آيه ، بعضى « 1 » گفته‌اند : بيست و پنج و بعضى « 2 » ديگر سى و شش . مكىها عدد خود را از عبد اللَّه بن كثير از مجاهد از ابن عباس از ابى بن كعب روايت كرده‌اند ، مدنىها براى خود دو جور عدد روايت كرده‌اند يكى به ابى جعفر مرثد بن قعقاع و شيبة بن نصاح منتهى مىشود . و روايت ديگرشان به اسماعيل بن جعفر بن ابى كثير انصارى منتهى مىگردد . و اهل شام عدد خود را از ابى درداء روايت كرده‌اند ، و روايت بصرىها به عاصم بن عجاج جحدرى و روايت عدد كوفىها به حمزه و كسايى و خلف منتهى مىشود ، حمزه گفته است : اين عدد را ابن ابى ليلى از ابى عبد الرحمن سلمى از على بن ابى طالب ( ع ) براى ما روايت كرده « 3 » . و كوتاه سخن ، وقتى اعداد به يك نص متواتر و يا حد اقل خبر واحد قابل اعتنايى منتهى نشود ، و هيچ آيه اى به طور اطمينانبخشى ، از ساير آيات قبل و بعدش متمايز نگردد ، هيچ الزامى نيست كه يكى از اين روايت اخذ شود ، لا جرم هر يك از اين روايات كه روشن و قابل اعتماد بود را مىپذيريم و ما بقى را طرد مىكنيم ، و يا به هيچ يك عمل نمىكنيم ، و اگر شخصى اهل تدبر باشد ، بايد به هر روايتى كه در نظرش بيشتر قابل اعتماد بود ، عمل نمايد . و آنچه كه از على ( ع ) در عدد كوفيان نقل شده معارض است با ادله اى كه از خود آن جناب و همچنين از ساير ائمه اهل بيت ( ع ) رسيده كه : در هر سوره « بسم اللَّه » جزء آن سوره و يكى از آيات آن است « 4 » ، زيرا به حساب كوفيان ، تنها بسم اللَّه فاتحه ، جزء سوره است ، و ما بقى به حساب نيامده ، و لازمه روايت نامبرده اين است كه عدد آيه هاى قرآن به مقدار بسم اللَّه هاى سوره ها بيشتر باشد . و اين همان علتى است كه ما را از ايراد بحثهاى مفصل كه در باره عدد آيه هاى قرآن شده منصرف ساخته است ، چون ديديم كه اين بحثها به نتيجه اى نمىرسد ، تنها به اين اشاره اكتفاء مىكنيم كه در عدد چهل سوره قرآنى اتفاق دارند ، و در عدد آيه ها و يا رؤس آيه هاى هفتاد و چهار سوره اختلاف كرده‌اند ، و همچنين در اينكه كلمه : « الر » مثلا آيه اى است تام و مستقل اتفاق كرده‌اند ولى در بقيه حروف مقطعه اختلاف نموده‌اند و آن گروه از

--> ( 1 و 2 ) الاتقان سيوطى ، ج 1 ، ص 67 . ( 3 ) الاتقان ، ج 1 ، ص 67 . ( 4 ) تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 19 ، ح 3 .